تبليغاتX
تبلیغات علمی کهن
حرفهای دوستانه و مطالب مربوط به تبلیغات و بازاریابی
 حرفهای تنهائی 9

چگونه اعتماد دیگران را جلب کنیم ؟

با افراد بلند مرتبه دوست شوید

دوستان شما نشان دهنده میزان اعتبار شما هستند . اگر با افراد بزرگ ارتباط داشته باشید و نزدیکان شما از اعتبار خوبی برخوردار باشند ، شما نیز از همان اعتبار برخوردار خواهید شد .

آلت دست دیگران نشوید

به فروشندگان خودرو آموزش داده می شود تا به همه سوالات پاسخ دهند ، بدون توجه به اینکه پاسخ صحیح را می دانند یا خیر . در واقع هدف از این کار این است که آنها مطلع نشان داده شوند . اگر اطلاعات شما در رشته های گوناگون کم باشد به آلت دست دیگران تبدیل می شوید .

اشتباهاتتان را بپذیرید

مطالعات نشان می دهد که دروغگوها خیلی کم اشتباهاتشان را تصحیح می کنند یا جملات اشتباه خود را می پذیرند . اگر می خواهید صادق به نظر برسید به اشتباهاتتان اعتراف کنید .

اعتماد به نفس داشته باشید

خوش اخلاق باشید

قدری صمیمیت نشان دهید

اگر در هنگام صحبت دستان خود را حرکت دهید طوری که دیگران کف دستان شما را ببینند ، آنها احساس می کنند شما فردی گشاده رو و صادق هستید و برقراری ارتباط با شما بسیار آسان است . برقراری ارتباط چشمی هم بسیار مهم است .

زبان بیاموزید

فرهنگ های مختلف شاخص های کلامی و غیرکلامی خودشان را دارند . اگر شما به ظرایف فرهنگی مسلط نباشید برای دیگران باور پذیر نخواهید بود . این مسئله در کسب و کار نیز اهمیت زیادی دارد .

دیگران را دوست بدارید

مردم به کسی اعتماد می کنند که با او احساس راحتی کنند . به دیگران نیکی کنید و گله مند نباشید . در عوض به درد دل مردم گوش دهید و کاری کنید تا آنها شما را دوست داشته باشند .

قابل پیش بینی باشید

برای ایجاد یک رابطه دراز مدت مبتنی بر اعتماد ، مهمترین نکته ، ثبات شماست .

|+| نوشته شده توسط سعید موسوی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386  |
 حرفهای تنهائی 8

جزیره

زندگی جزیره ای است در اقیانوس تنهائی .

جزیره ای که

   صخره هایش امید ،

     درختانش آرزو ،

        گلهایش تنهائی ،

و جویبارش تشنگی است .

ای همنوعان من ،

زندگی شما جزیره ای است دور افتاده از جزایر و مناطق دیگر . مهم نیست چه تعداد کشتی ، تو را ترک و به سوئی دیگر بروند . مهم نیست چه تعداد کشتی ، سواحل تو را لمس کنند .

تو جزیره ای تنها در درد و رنج تنهائی و اشتیاق شادمانی باقی خواهی ماند .

جزیره ای ناشناخته برای همنوعانت و بسیار دورتر از احساس همدردی و درک آنان .

جبران خلیل جبران

دستها

چقدر پست و فرومایه است زندگی آنان که دستهایشان را میان صورت و دنیای خویش قرار داده و هیچ نمی بینند جز خطوط باریک دستشان را !

جبران خلیل جبران

|+| نوشته شده توسط سعید موسوی در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386  |
 حرفهای تنهائی 7

تاثیر موسیقی بر سلامت انسان

دکتر آلفرد توماتیس از سال ۱۹۵۰ شروع به تحقیق راجع به تاثیرات موسیقی روی انسان کرد . او معتقد بود که موسیقی با قدرت نفوذی که در احساسات آدمی دارد ، می تواند روی سلامتی انسان تاثیرات مثبت داشته باشد . این متخصص فرانسوی در زمینه گوش ، به تجربه ثابت کرد که موسیقی ، تاثیرات عمیقی در رفع استرس ، اضطراب و حالتهای depression از یک طرف و همچنین کمک به ایجاد آرامش ، سرحال آوردن بدن و تقویت حافظه دارد .

او تحقیقات خود را ابتدا روی کودکانی که نارسائی های گفتاری و شنیداری داشتند شروع کرد و ثابت نمود که موسیقی موتزارت ، بخصوص سمفونی ها و کنسرتوهای ویلن های او نقش بسیاری در درمان این نارسائی ها دارد . به عقیده خیلی از محققین گوش دادن به موسیقی موتزارت باعث تقویت حافظه و باهوش تر شدن آدم می شود .

امروزه جای هیچ شک و تردیدی باقی نمانده که موسیقی ، توانائی های زیر را داراست :

تقویت حافظه انسان ، کمک به برگرداندن سلامتی به انسان در هر شرایطی ، کمک به عملکرد یکپارچه مغز انسان برای بهره گیری بهتر ، کمک به حل نارسائی های گفتاری و شنیداری ، کمک به حل بیماری های روحی و رفتاری ، تقویت قدرت درک انسان هنگامی که با دریافت بصری توام باشد ، کمک به رشد بهتر جنین در شکم مادر و ...

متخصصین فیزیک و پزشکی امروزه معتقدند ، هنگامی که بیدار نیستیم و در خوابیم یا حتی در وقتی که بدلیلی در کما قرار داریم ، موسیقی به دلیل ارتعاشات خودش می تواند در اعماق سلول های بدن ما نفوذ کند و اثراتی را که لازم است ، روی بدن بگذارد .

برگرفته از روزنامه تهران امروز مورخ ۱۸ / ۱ / ۸۶

|+| نوشته شده توسط سعید موسوی در شنبه هجدهم فروردین 1386  |
 حرفهای تنهائی 6

بردگی

اعصار تاریخ بشری را از دورانی که بر لب رودخانه گنگ تا سواحل رودخانه فرات می زیستند ، از دهانه رود نیل تا دشتهای صاف و هموار سرزمین آشور ، از میدانهای نبرد آتن تا کلیسا های رم ، از محله های کثیف و پر جمعیت شهرها تا قصرهای اسکندریه ، همه و همه را در نوردیدم ... اما باز هم بردگی را که با روندی با شکوه از جهل و نادانی که برفراز همه چیز در حرکت است ، مشاهده کردم . مردمانی را دیدم که جوانان و دوشیزگان خود را در پای بتها ، همانهائی که خدایشان می نامند ، قربانی می کنند . بر پایش عطر و شراب می ریزند و او را الهه می نامند . در مقابل چهره اش عود می سوزانند و او را پیامبر می خوانند . در برابرش زانو زده ، پرستشش می کنند و او را قانون می نامند . برایش می جنگند و می میرند و وطن پرستی خطابش می کنند . تسلیم خواسته هایش می شوند و او را سایه خدا بر روی زمین می نامند . به خاطرش خانه ها و بناها را ویران می کنند و او را برادری می نامند . به خاطرش کار می کنند ، دزدی می کنند و به مبارزه می پردازند و او را سعادت و شادکامی می نامند . به خاطرش می کشند و او را مساوات می نامند . خدای آنان اسماء گوناگون اما یک واقعیت دارد . چهره های مختلف ، اما از جوهره ی یک چیز است . او در حقیقت بیماری مزمنی است که از هر نسلی به وارثین خویش منتقل می شود .

جبران خلیل جبران 

|+| نوشته شده توسط سعید موسوی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385  |
 
 
بالا